فاطمه جانمانفاطمه جانمان، تا این لحظه: 10 سال و 6 ماه و 21 روز سن داره

نفس طلایی

گل دلم

سلام گل دلم سلام قشنگم خوبی ؟ منم خوبم ببخش که چند روز نیومدم پیشت اخه سرم خیلی شلوغ بود و صد البته اینترنتمون اشکال پیدا کرده بود.... دیشب عروسی پسر دایی ام بود و الحمدلله خوش گذشت امروز هم از صبح خونه بودم و کار خاصی نکردم .... یادت نره برام زیاد دعا کنی فدات شم بوس برای گل دلم  ...
11 آبان 1390

سلام مهرکم

سلام مهر کوچولویی قلب من سلام مهرک من ... البته مهرک در معنای کلی نه اسم ها ( اخه اگه پسر بودی دلت ازم نگیره ) الهی قربونت برم حالت چه طوره ؟ منم خوبم الحمدلله امروز صبح تو بارون رفتم دانشگاه وقتی امدم خونه کلی خوابیدم و به هیچ کدوم از برنامه هام نرسیدم نمی دونم چرا این همه خوابم میومد شاید هوا دلیلش بود... دیگه اینکه فردا انشالله با خاله هدی می خوام برم بیرون البته بعد از دانشگاه... برات یه عالمه حرف دارم اما نمی دونم چرا نمی تونم برات از همه ی حرفام بگم فقط اینکه هستی من فرشته ی من عزیز من برای من از تو بهشت یه عالمه دعا کن... دوستت دارم جوجه طلایی من               کلی گشتم تا یه عکس ناز نا...
8 آبان 1390

شنبه

سلام عزیزکم خوبی ؟ منم خوبم دیروز رفتم ازمون دادم و امروز هم نتایجش امد که اصلا خوب نبود اما اشکال نداره از فردا جدی می خونم ...  دیگه اینکه امشب یه شام جدید و خوشمزه درست کرده بودم با اینکه خیلی زحمت داشت اما خوب تنوع بود دیگه...
7 آبان 1390

مرگ یا زندگی

سلام عزیزم خوبی ؟ منم خوبم امروز صبح رفتم خونه ی مامان جون اینا و بعدم رفتم کلاس و بعد بابایی امد دنبالم و با هم رفتیم خونه ی مامان جون و بعد رفتیم پیاده روی و یه مقداری خرید کردیم و شام برگشتییم خونه مامان جون اینا البته خاله جون ها هم بودن و الحمدلله خوش گذشت و طبق معمول جایی فرشته ی کوچولوی من خالی بود... اما امشب حرف از حلالیت طلبیدن شد نمی دونم چرا اما نا خوداگاه دلم خیلی گرفت یعنی یه جورایی به خودم و زندگیم فلاش بک زدم و دیدم واااااااااااای خدا من تا حالا چقدر بقیه رو ناراحت کردم ، چقدر اذیتشون کردم با اینکه همیشه تلاش کردم خوب باشم اما چقدر حق برگردنمه.... یه هو دلم هوری ریخت راستش و بخوای ترسیدم از اینکه مرگ تو یه قدمیه منه و من ...
5 آبان 1390

صبح بخیر خورشیدم

سلام خورشیدم سلام عزیزم سلام امیدم  حال شما ؟ خوبی ؟ صبحت بخیر و شادی ستاره ی کوچولوی من  دیگه چه خبر بهشت همه چی مرتبه ؟ اینجا هم الحمدلله همه چی مرتبه ... خبر خوبش اینکه خونمون گرم شده و من دیگه یخ نمی زنم ، دکوراسیون خونمون و عوض کردیم ، فردا ازمون دارم ، امروز کلاس دارم و.... یه عالمه روزمرگی دیگه ! زندگی زیباست ای زیبا پسند                           زنده اندیشان به زیبایی رسند                             واقعا کل زندگی تو یه کلمه نوع نگاه انسان به رویداد های اطرافشه ، دارم فکر...
5 آبان 1390

چیتگر

سلام نازم حال شما ؟ خوبی ؟ منم خوبم خدا رو شکر دیشب با بابایی رفته بودیم یه جای پر از خاطره یعنی پارک چیتگر که من خیلی خاطره های خوبی از اونجا دارم و خلاصه کلی با بابایی صحبت کردیم و البته شام هم همون جا خوردیم اما اصلا خوشمزه نبود    خلاصه بعد هم یه عالمه خیابون ها رو گشتیم و بعد امدیم خونه امروز هم از صبح خبر خاصی نبود فقط یه ذره بی حوصله بودم اما برات بگم از سردی هوااااااااااااااااااااااااااا وای اینقدر سرد شده من که دارم یخ میزنم الان اقا سید امد تا شوفاژ هامون و روشن کنه و خونمون یه ذره گرم بشه... الحمدلله دیشب نم نم بارون میومد الان هم صدای نم نم بیارون داره میاد خدا رو شکر... چقدر دلم می خواست برم زیر بارون و کلی با خد...
4 آبان 1390

امام جواد جونم

سلام عزیزکم خیلی دلم گرفته و نمی دونم چرا این همه دلم کاظمین و می خواد وااااااااااااای اگه بدونی چه جاییه بهشته بهشت عین حرم امام رضا جونمه اونقدر اروم که ادم توش احساس ارامش مطلق میکنه... من که اونجا حضور امام رضا جونم و رو حس می کردم امام رضا جونم  کمکم کنید خواهش می کنم دلم براتون یه ذره شد کمکمون کنید خواهش میکنم .....              ...
3 آبان 1390
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به نفس طلایی می باشد