فاطمه جانمانفاطمه جانمان، تا این لحظه: 10 سال و 6 ماه و 14 روز سن داره

نفس طلایی

مرگ یا زندگی

1390/8/5 22:42
نویسنده : مامانی
356 بازدید
اشتراک گذاری

سلام عزیزم خوبی ؟ منم خوبم امروز صبح رفتم خونه ی مامان جون اینا و بعدم رفتم کلاس و بعد بابایی امد دنبالم و با هم رفتیم خونه ی مامان جون و بعد رفتیم پیاده روی و یه مقداری خرید کردیم و شام برگشتییم خونه مامان جون اینا البته خاله جون ها هم بودن و الحمدلله خوش گذشت و طبق معمول جایی فرشته ی کوچولوی من خالی بود...

اما امشب حرف از حلالیت طلبیدن شد نمی دونم چرا اما نا خوداگاه دلم خیلی گرفت یعنی یه جورایی به خودم و زندگیم فلاش بک زدم و دیدم واااااااااااای خدا من تا حالا چقدر بقیه رو ناراحت کردم ، چقدر اذیتشون کردم با اینکه همیشه تلاش کردم خوب باشم اما چقدر حق برگردنمه....

یه هو دلم هوری ریخت راستش و بخوای ترسیدم از اینکه مرگ تو یه قدمیه منه و من این همه غافلم....

خدای مهربونم خودت ما رو ببخش خواهش می کنم تا ما رو نیامورزیدی از دنیا نبر و انی و کمتر از انی به خودمون واگذار نکن.... امین 

خدای مهربون خودت به دل همه ی اونهایی که ناراحتشون کردیم بنداز تا ما رو ببخشن و خودت بهمون قدرت بده تا هم دیگه رو ببخشیم ... اخه شنیدم که میگن هم دیگه رو ببخشید و از هم بگذرید تا خدا هم از شما بگذره ....

خدا جون دستامون و بگیر و نذار تو دریای زندگی غرق بشیم....

خدا جون کمکمون کن تو زندگی و مرگ فقط خودت هوامون و داشته باش ... 

خدا جون دوستت دارم ....

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (7)

مامان آریان جون
5 آبان 90 23:50
الهی امین...
بابای مهرسا
5 آبان 90 23:56
خدا همیشه هوای بنده هاشو داره
مامان محمد صدرا
6 آبان 90 2:49
خدا جون دوستت داریم!
مامان حسین
6 آبان 90 9:08
مامان ملیکا
6 آبان 90 22:22
سلام عزیزم از این فکرا نکن ما همه بنده هایی هستیم که دل خیلی رو شکستیم ولی خدا اینقد بزرگه ..............
مامان پریسا
7 آبان 90 13:19
الهی آمین
مامان آبتین
14 آبان 90 19:14
خوبه که آدم یه وقتایی به عقب برگرده تا درذ آینده اشتباهات قبلشو تکرار نکنه
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به نفس طلایی می باشد