فاطمه جانمانفاطمه جانمان، تا این لحظه: 10 سال و 6 ماه و 21 روز سن داره

نفس طلایی

گذر عمر

سلام گل دلم حالت چه طوره ؟ خوبی ؟ منم بهترم الحمدلله البته دو بار دکتر رفتم و دخمل خوبی بودم و امپول هام و به موقع زدم و تازش هم گریه نکردم  اما این روزا مشغول درس و دانشگاه و صد البته خرید بودم و چند روز و با بابایی مشغول خرید بودیم . ممنون بابایی  فردا یه روز خیلی خاص و مهم و قشنگه یعنی روز عید غدیر خم است که من سعی می کنم تو پست بعدی در مورد این روز برات بنویسم  دیگه اینکه کلا بی خیال ارشد شدم چون واقعا نمیرسم با وجود کار خونه و کارای ترم 7 دانشگاه درس بخونم و این طوری فقط دارم خودمو اذیت می کنم ، البته امسال ازمایشی میدم انشاالله سال دیگه اصلی شو بدیم و یه جای خوب قبول شم  شاید برای فردا نهار مهمون داشته ب...
23 آبان 1390

عصر جمعه

سلام علیکم ستاره همچین عسلی کی داره ؟ حالت چه طوره ؟ خوبی ؟ منم خوبم الحمدلله دیروز از کلاس رفتم خونه ی مامانم اینا حدودا 10 روز بود نرفته بودم و دلم خیلی براشون تنگیده بود ، از اونجا هم رفتیم فرودگاه اخه خاله ام اینا از کربلا برگشتن بعد هم رفتیم خونشون خدا رو شکر خیلی خوش گذشت .... ( البته جای مامانم و خاله جون فاطمه سبز بود  ) امروز هم که جمعه است و کلا روز بی برنامه گی محسوب میشه چون صبح دیر بیدار میشیم و صبحانه جای نهار و میگیره ، نهار جای عصرانه رو می گیره و ..... و مخصوصا عصرای جمعه که حسابی دل گیر است و من اصلا دلم نمی خواد خونه بمونم الانم با زور بابایی بلند شد تا بریم بیرون که اقای امار گیر وقت گیر اورده و الان تازه امده خو...
20 آبان 1390

سلام گل پر طلا

سلام گل پر طلا حالت چه طوره ؟ خوبی ؟ منم خوبم اما گوش هام خیلی درد می کنه امروز حتما باید برم دکتر اخه مامان گلت از اون بچه پاستوریزه ها بود که تا عطسه می کرد میرفت دکتر یادش بخیر یه دکتر داشتیم خیلی مسن بود اسمش دکتر مظاهر بود ( خدا واقعا رحمتش کنه ) اینقدر دکتر خوب و عالییییییییی بود که نگو و نپرس ، اصلا دستش شفا بود به لطف خدا .... هر وقت میرفتم پیشش زودی خوب می شدم ، یه دفعه با بابایی تازه عقد کرده بودیم با هم رفتیم اونجا اقای دکتر هم به بابایی گفت : قدر خانومت و بدونی ها خیلی دختر خوبی قسمتت شده .... منم کلی حال کردم ....  خلاصه بعد از عروسی دیگه خانوم شدم و با یه عطسه دکتر نرفتم اما الان کارم از یه عطسه گذشته ..... تازه از بی...
19 آبان 1390
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به نفس طلایی می باشد