فاطمه جانمانفاطمه جانمان، تا این لحظه: 10 سال و 6 ماه و 15 روز سن داره

نفس طلایی

سفر مشهد

1390/8/17 14:23
نویسنده : مامانی
316 بازدید
اشتراک گذاری

سلام نازم خوبی ؟ دیدی هیچ کار خدا بی حکمت نیست ... دیدی خدا وقتی میبینه ادم ار دلش گذشت و خواسته ی دلش و قربونی کرد یه چیز عالی و همون خواسته دل و براش رقم میزنه ...

اره گلم یکشنبه صبح من رفتم دانشگاه اما همش دلم این بود که 3 سال یه همچین روزی مشهد بود الان تو دانشگاهم خیلی دلم گرفته بود ، راه افتادم سمت خونه که بابایی یه هو زنگید و گفت بلیط برا ساعت 1 جور شده بدو برو خونه و اماده شو ، نمی دونستم چی باید بگم باورم نمی شد ! خدایا شکرت دو دل بودم که به دعا می رسیم یا نه اما بابایی می گفت هر قدرش که صلاح باشه میرسیم ...

خلاصه بدو بدو رفتیم و حدود 1 و بیست دقیقه پرواز بلند شد الحمدلله خیلی خلبان عالی داشت و صد البته هوا افتابی و خوب بود حدود 3 و ربع بود که رسیدیم حرم البته چون ساک همراهمون بود بیرون حرم و صحن نشستیم ولی خوب به اواسط دعا رسیدیم الحمدلله عالی بود بعدش هم رفتیم زیارت و شام و هم ویونا خوردیم و شب رو پیش مادر بزرگ بابایی که مشهد هستن موندیم صبح هم دوباره راهی حرم شدم وااااای چقدر هوا سرد شده بود ... دوباره بعد از ظهر برا زیارت وداع رفتیم ، حس عجیبی داشتم دلم نمی خواست از مولای خوبی ها خداحافظی کنم اما هر سلامی که خداحافظی داره با این فرق که من همیشه به امام رضا جونم میگم : اقا جون به امید دیدار هر چه زودترتون 

هوای مشهد شده بود یخچال و برف میبارید بسیار سوز داشت و سرد بود ( خیلی برام جالب بود امام رضا جون می خواستن زائرا روز عرفه با ارامش و تو هوای خوب دعا بخونن چون اون روز برخلاف دیروز هوا بهاری بود )

خلاصه ساعت 12/15 پرواز کیش ایر بود اما به علت جو نا مناسب هوا خیلی تو چاله های هوایی قرار گرفت مخصوصا موقع پرواز و به زمین نشستن اما خدا رو شکر رسیدیم ...

خلاصه امروز دانشگاه نرفتم یعنی موندم خونه تا یه ذره استراحت کنم ....

واما گل من خدای مهربونمون خیلی بزرگ و مهربونه خیلی مهربون ...

کاش ما هم با اعمال خوبمون قدر این همه بزرگی و مهربونی رو می دونستیم ... 

مشهد

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (7)

مامان ریحان جیگر
17 آبان 90 17:16
زیارت قبول
مامان محمدرضا(شازده....)
17 آبان 90 23:04
سلام عزیزم زیارت قبول
مامان پریاگلی
18 آبان 90 1:02
زیارت قبول خوش به سعادتت
مامان محمد صدرا
18 آبان 90 12:39
دیر رسیدم ولی زیارت قبول!
مامان آریان جون
19 آبان 90 0:27
خوش به سعادتون.زیارتتون قبول
مامانی حسنا جون
19 آبان 90 16:44
زیارتتون قبول اقای مهربونی ها مهمون نواز توش شک نکن التماس دعا
مامان آبتين
23 آبان 90 10:17
خوش به سعادتت ماماني ماكهيه روز قبل از روزعرفه واكسن زديم و روز عرفه خونه نشين شديم پاي تلويزيون
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به نفس طلایی می باشد