مسافرت
سلام گل ناز من سلام عزیز دل من خوبی قشنگ ترینم ؟ خوبی بهترینم ؟ امروز صبح بیدار شدم و رفتم خونه مامان جون اینا و عصری با خاله رفتیم بیرون و همون موقع بابا زنگید و گفت فردا بریم مشهد ؟ ( اخه چند وقتی می شد حرفش بود اما بابایی این روزا سرش خیلی شلوغ بود و خیلی بعید بود که بتونیم بریم ) منم گفتا اره حتما من که از خدامه ، ولی بابا گفت لیست پرواز و قطار و چک کرده و هیچ کدوم جا نمیداده ( البته از جا نبودن پرواز خوشحال شدم چون اصلا پرواز خصوصا داخل ایران رو دوست ندارم گرچه که سفرای دیگه هم اگه چاره ای جز پرواز داشت قطعا اون راه دیگه رو انتخاب می کردم ) و بابایی گفت که با ماشین بریم منم که دلم ناجور هوای امام رضا جونم رو کرده با کمال میل فبول ک...
نویسنده :
مامانی
1:43










