برف امده دوباره
سلام سلام ستاره برف امده دوباره خوبی نازنینم تازه از خواب بلند شدم و رفتم دم پنجره و دیدم اخ جون چقدر برف امده حدودا 35 سانت نشسته تو حیاط و ادم دلش می خواد بره برف بازی وای کاش بودی تا با هم می رفتیم اخه تا بابایی بیاد احتمالا اب بشه ...
نویسنده :
مامانی
11:07
مهمونی میوه ها
سلام میوه ی بهشتی من خوبی خوشمزه ؟ فکر کنم این میوه ها مهمونی گرفتن اما نمی دونم چرا اینقدر متعجب دارن نگاه میکنن ؟ شاید دارن فوتبال زیبای لیگ برتر و نگاه می کنن ! شاید دارن تا ثریا رو می بینن ! شاید هم دارن پوست کنده شدن یکی از دوستاشون و توسط ما ادم های مهربون می بینن ! شاید هم هیچکدام ! ...
نویسنده :
مامانی
18:19
حدیث روز
حلوای شبانه
سلام عزیزترینم خوبی یا الان تو بهشت خوابی ؟ اینجا اوضاع ازین قراره : اول بابایی جلوی تلویزون خوابش برد و صداش کردم تا بره تو اتاق بخوابه بعدم خودم رفتم بخوابم اما دیدم ای بابا اصلا خوابم نمیاد کلی با گوشیم ور رفتم اما فایده نداشت که یه هو یه اتفاق افتاد یعنی مامان گلت هوس حلوا کرد اخه مامان جون فاطمه یعنی مامان گلم هزار ماشاالله حسابی هنرمندن یکی از هنر هاشون هم اشپزی فوق العاده است منم با اعتماد به نفس صد هزار گفتم بلند شم حلوا درست کنم که دیدم شکرمون خیلی کمه اما با خودم گفتم خوب اشکالی نداره هرچی کم شیرین تر بهتر و شروع کردم به حلوا گذاشتن اما بعد از حدود 10 دقیقه که تمام مواد و اضافه کردم و با ذوق امدم امتحان کنم ببینم چه طور شده با کم...
نویسنده :
مامانی
2:24
به به سلام ستاره
به به سلام ستاره همچنین عسلی کی داره ؟ مطمئنم که فقط خودم و بابایی عسل و فرشته ای چون تو خواهیم داشت انشاالله ... خوبی نازم ؟ منم خوبم واااااای مگه صبح می تونستم از خواب پاشدم مثل این ادم های بی جنبه و خواب ندیده تا ساعت 10 خوابیدم بعدم رفتم خونه ی مامان جون اینا و از اونجا برای یه کلاس جدید رفتم خونه ی یکی از معلم های دوران دبیرستانم (خ ح ح ) و چون زود رسیدم و دیدم کسی نرفته حدود 30 دقیقه دم در بودم و بعد از اینکه بقیه امدن با اونها رفتم تازه تو جلسه همه فوق و دکترا بودن و همه از من بزرگتر بودن و من یه جورایی خجالت می کشیدم اما خوب به دلایلی رفتم و انشاالله می خوام هر هفته برم کلاس امارم که کلا بی خیال شدم و سه هفت...
نویسنده :
مامانی
0:31
تمومه ...
سلام عزیزکم حالت چه طوره ؟ من و ببخش که این چند وقت این قدر دفتر وب زیبات رو خط خطی کردم از حرف در مورد امتحانام نوشتم اما یه جورایی با درد و دل باهات اروم می شدم نازم خلاصه خدا رو هزار مرتبه شکر که امتحانام تموم شد امروزم می خواستم برم خونه ی مامان جون اینا اما گفتم بیام خونه رو مرتب کنم و غذای خوشمزه برای بابایی بذارم بابایی عزیز دلی که همش باهام مدارا می کنه و بهم ارامش میده و کمک می کنه تا بتونم درس بخونم چون واقعا عاشق رشته امممممممم. خدای عزیزم ممنونم که خودت رو بهم دادی همسر عزیزم و بهم دادی مامان و بابای گل بهم دادی خدایا ازت ممنونم و ازت می خوام در مورد نتایج امتحانام هم خودت کمک کنی می بوسمت خدای نازم ...
نویسنده :
مامانی
11:20
حدیث روز
امتحان درمان
سلام مادری من حالت خوبه ؟ ما هم بد نیستیم و خونه مون حال و روز خونه های دانشجویی رو داره چون فردا هر دومون امتحان داریم واااااااااااااای گلم امتحان فردا وحشتناکه وحشتناک ترین امتحان این 4 سال کاربرد مقدماتی روش های درمان با دکتر گلزاری که کل کتاب هست و درمان های شناختی رفتاری اختلالات هراسی ، اضطرابی ، وسواس ، افسردگی و..... تو امتحان هست و تازه استاد سه کیس میدن و 5 جلسه درمان هر کدوم رو می خوان .... از صبح دارم می خونم و الان که هنوز تموم نکردم احساس می کنم هیچی یادم نیست و واقعا .... فقط اینکه برای ههمون دعا کن .
نویسنده :
مامانی
22:55
دعا
برام خیلی دعا کن نفس طلایی من می بوسمت امید زندگیم ...
نویسنده :
مامانی
12:14







