فاطمه جانمانفاطمه جانمان، تا این لحظه: 10 سال و 6 ماه و 16 روز سن داره

نفس طلایی

امتحان 2 تا 2 تا

سلام مادر من حالت خوبه ؟ منم بد نیستم فردا 2 تا امتحان دارم که هر دو تاشون واقعا سخته و من از صبح تا بعد ازظهر یکی شو خوندم و بعد بعدی شو.... خلاصه دعا کن خوب بدیم هممون  ...
25 دی 1390

اربعین

سلام عزیزکم امروز اربعین بود یعنی روزی که چهل روز از شهادت امام حسین عزیزمون می گذره ...  خوندن زیارت اربعین خیلی سفارش شده که زیارت کوتاه و قشنگیه اگه تو بهشت با فرشته ها برای امام حسین مراسم عزاداری گرفتین و زیارت اربعین و خوندی یادت نره که برای مامانی و بابایی دعا کنی ... شاید دوباره مثل پارسال 40 روز بابایی بره برای خدمت به زائرای خونه ی خدا ... بره مکه .... و من چهل روز در فراقش ببارم ... هنوز هیچی قطعی نیست اما از خدا بخواه هر چی صلاحه برامون پیش بیاره ... و دعا کنید که دعاها شنیده شود اکنون زمان ارامش است و قلم ها به نوشتن اعمال روانند ......
24 دی 1390

کشتی نجات

حرکت کشتی نجات ادمیان احتیاجی به دریا ندارد .... این کشتی بر روی قطره اشکی مقدس که برای حسین ریخته می شود ، می گذرد. اشکی که از اعماق دل بر می اید که جان را می شوراند ، انگاه رهسپار پیشگاه اقدس خداوند می شود ... ( علامه جعفری ) ان الحسین مصباح الهدی و سفینة النجاة .....
23 دی 1390

اسم شما

سلام مامانی من خوبی نفسم ؟  منم خوبم امشب شام خونه ی مامانم بودیم و همگی دور هم داشتیم در مورد اسم شما صحبت می کردیم جالب اینجا بود که تو اسم پسر کاملا توافق داشتیم اما تو اسم دختر هر کس یه نظری داشت ... عزیزم نازم چقدر لحظات صحبت در مورد اسمت هم زیبا بود دیگه خودت چی می خوای باشی ؟ الهی قربون فرشته ی کوچولوی خودم برم ... مامانی امروز هم درس نخوند برام عجیب دعا کن ... دوستت دارم نازترینم  ...
22 دی 1390

لباس شما

سلام عزیزکم حالت چه طوره ؟ منم خوبم امروز که رفتم خونه ی مامان جون اینا یه سرم به خاله هدی اینا زدم و زهرا کوچولوی نازم سرما خورده بود و کمی کسل بود و خوش بحال شما شد اخه خاله هدی زحمت کشیده و از کربلا برات یه لباس ناز اورده و مهمتر از اون اینکه لباس و به حرم حضرت ابالفضل متبرک کرده ... خوش بحالت نفسم ... ممنونیم از خاله جون و عمو جون و زهرا جون  ...
21 دی 1390

قناری من

سلام ناز پرم سلام گل پرم سلام ستاره ی کوچولوی من  حالت چه طوره مادری من ؟ منم خوبم خدا رو شکر اما راستش به شدت دلتنگ مامان جون اینام چون از هفته ی قبل تا حالا ندیدمشون و همین باعث شده دختر خوبی نباشم و نتونم درست درس بخونم اخه امتحانات هفته بعدم فوق العاده سنگینه و 2 تاش هم تو ی یه روزه ..... امان از این روزگار .... دوستت دارم  قناری من                                                                           ...
21 دی 1390

خونه

سلام عزیز دلم حالت چه طوره ؟ منم خوبم البته در حال حاضر خیلی گرسنمه و باید پاشم صبحانه بخورم از 7 صبح دانشگاه بودم و تازه رسیدم .... امتحان امروز خیلی عجیب بود و خدا باید خودش کمک کنه تا استاد خوب صحیح کنه .... مثلا تشخیص اینکه این مسئله نشان دهنده چیه و یه جواب دو حرفی دو نمره داشت  و اما خونه که حسابی بهم ریخته است و اول از همه قبل شروع خوندن  دو تا امتحان بعدی که تو یه روزه باید برم و خونه و جمع و جور کنم و خصوصا ظرفا رو بشورم ...  همسر عزیزم ممنونم که همیشه یارمی و در کنارم قدم های زندگی مون رو بر می داری  ...
20 دی 1390
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به نفس طلایی می باشد