مهمون
سلام نازنینم خوبی ستاره از صبح مقداری مایه های توهم امده تو سرم ... نترسی هاااا از عشق توه گل نازم داشتم اب بامبو ها رو عوض می کردم و در عین حال باهاش حرف میزدم و بعد یه ان تصور کردم تو هستی و من تو تنهایی روزم با تو هم کلام میشم تا بابایی بیاد... البته که ما روزانه چندین بار با همسر محترمه صحبت می نموییم و تصور کردم که بزرگ میشی خانوم یا اقای گل میشی انشالله و در چنین روزی کمکم می کنی اخه واسه شام مهمون دارم و هنوز هچ کاری نکردم فقط ژله رو گذاشتم ، برنج پاک کردم و هویج ها رو برای خورشت هویج خرد و سرخ کردم . خورشت هویج غذایی بسیار لذیذ و دلچسب از خطه ی مردم با هنر و با سلیقه ی تبریزه که من هم رگه هاییم به آنها رفته و بابایی عاشق ...
نویسنده :
مامانی
20:24






