فاطمه جانمانفاطمه جانمان، تا این لحظه: 10 سال و 6 ماه و 22 روز سن داره

نفس طلایی

کاپشن

سلام جغله ی من حالت خوبه ؟ منم خوبم تازه از دانشگاه رسیدم و اخرین کلاس روز یکشنبه تشکیل شد .... روز های خاصی بود و استاد ارجمند و بزرگی که من براشون احترام زیادی قائلم : درس روان شناسی بالینی کودک استاد جناب اقای دکتر احمد برجعلی البته با برادرشون هم 2 ترم کلاس داشتم که ایشون هم فوق العاده بودن ... ممنونم از تمام اساتید خوبم و ممنونم از خدای مهربونی که من در اینجا با رشته و دانشگاه مورد علاقه ام قرار داد.... و باز هم محتاج نگاه پر مهر خدای خوبم هستم... خلاصه  از بس که لباس نمی پوشم یه روزم که لباس گرم پوشیدم هفته قبل کاپشنم و دانشگاه جا گذاشتم و امروز رفتم و از حراست دانشکده پرسیدم ... خدا رو شکر بود و اوردمش خونه ....  الانم د...
4 دی 1390

کتابا ...

سلام مامانی من حالت خوبه ستاره ؟ کمتراز 15 روز دیگه امتحانا شروع میشه و من نمی تونم خیلی خوب بخونم دلیلش رو نمی دونم چون نداشتن تمرکز حواس در درس خوندن در من همیشه بعید بود اما این چند وقت با فشار زیاد کارا و درسا احساس می کنم یه جورایی ذهنم هنگ می کنه و نمی تونم درست متوجه درسم باشم البته یه دلیل واضح دیگه اش هم اینه که هر چی اساتید مسن تر کتابایی که معرفی می کنن فاجعه تر .... مخصوصا تو رشته ی من که اساتیدی چون دکتر دادستان و شفیع ابادی و ... یه جوری این کتابا رو ترجمه کردن که واقعا سخته و ادم ازشون هیچی نمی فهمه ... مثلا یک ساعت برای 4 صفحه ... که این خودش سبب فزونی نا امیدی اینجانب میشه و ذهنم رو بیش از پیش خسته می کنه ... کلا امتحانای ای...
3 دی 1390

روز خرید

سلام عزیزدلم حالت خوبه فرشته ی من ؟ منم خوبم خدا رو شکر امروز از صبح با خاله مریم رفتیم خونه ی مامان جون و بعد از ظهر هم رفتم کلاس و بعد بابا امد دنبالم با هم رفتیم خرید بابایی خیلی زحمت کشید و کلی برام لباسای خوشگل خرید ... از اونجا هم رفتیم شهروند و خرید های خونه رو انجام دادیم و از وقتی رسیدم مشغول جابه جا کردن وسایل بودم و تازه کارم تموم شده .... بابایی خیلی ممنونم از این همه محبت های بی کرانه ات ...             ...
1 دی 1390

شب یلدا

سلام نفس طلایی من حالت خوبه گل دلم ؟ منم خوبم خدا رو شکر گرچه که شب خیلی بدی بود و خوابای بدی دیدم ولی خدا رو شکر وقتی چشمام و باز کردم و دیدم همش خواب بوده انگار خدا یه فرصت دیگه برای ارامش رو بهم هدیه داد و من و مثل همیشه مدیون محبت بی کران خودش کرد.... دیگه چه طوری ؟ من احتمالا الان بلند شم برم خونه ی مامان جون اینا طبق قاعده ی عقل و منطق باید بشینم خونه و درسام و بخونم ولی طبق قاعده ی دل و دلایلی که نمیشه گفت انشاالله می خوام برم ...  راستی امشب بلندترین شب ساله یعنی شب یلدا ... بعضی از خانواده ها دور هم جمع میشن و مهمونی می گیرن اما ما معمولا خودمون هستیم .... یادش بخیر 4 سال پیش وقتی عقد بودیم مامان جون منصوره اینا چقدر زحمت ک...
30 آذر 1390

یه کلاس خوب

سلام ستاره ی نازم حالت خوبه ؟ من خیلی حالم خوب نیست یعنی بی نهایت سرم درد می کنه ....  امروز صبح کلاس دکتر گلزاری فوق العاده بود و یه نفر لطف کرده بودن و به عنوان درمانجو به ما اعتماد کرده بودن و مشکلاتشون و بیان می کردن .... برای حفظ امانت اینجا در موردشون چیزی نمی نویسم ولی ازخدا می خوام که هر چه زودتر بهشون کمک کنه تا شاد و موفق باشن  ...
29 آذر 1390

آتش نشان

سلام عسل من خوبی ؟ منم خوبم خدا رو شکر از دانشگاه که امدم خواستم یه کوچولو بخوابم که چون بد موقع بود خوابم نبرد .... خلاصه امروز گفتم برات از یکی از شغل های خوب خدا حرف بزنم از ادم هایی که اولین حرف تو زندگی شون فداکاری و از خود گذشتگی و نجات دادن جان و مال بقیه افراده ... آتش نشان ها از اون ادم های خوب خدا اند که من همیشه براشون احترام قائلم و از خدا می خوام که خودش حافظشون باشه ... فکر کنم که خانواده هاشون شرایط سختی را داشته باشن چون به هر حال یه دلهره ی کوچولو همیشه باهاشونه ... نمی دونم شاید هم همه چی اروم باشه براشون .... امیدوارم که وقتی بدنیا پا گذاشتی و بزرگ شدی برای همه ی ادم ها احترام قائل باشی و مثل اتش نشان ها بقیه ی مردم و خیلی...
28 آذر 1390
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به نفس طلایی می باشد