فاطمه جانمانفاطمه جانمان، تا این لحظه: 10 سال و 6 ماه و 22 روز سن داره

نفس طلایی

خونه

سلام عزیز دلم حالت چه طوره ؟ منم خوبم البته در حال حاضر خیلی گرسنمه و باید پاشم صبحانه بخورم از 7 صبح دانشگاه بودم و تازه رسیدم .... امتحان امروز خیلی عجیب بود و خدا باید خودش کمک کنه تا استاد خوب صحیح کنه .... مثلا تشخیص اینکه این مسئله نشان دهنده چیه و یه جواب دو حرفی دو نمره داشت  و اما خونه که حسابی بهم ریخته است و اول از همه قبل شروع خوندن  دو تا امتحان بعدی که تو یه روزه باید برم و خونه و جمع و جور کنم و خصوصا ظرفا رو بشورم ...  همسر عزیزم ممنونم که همیشه یارمی و در کنارم قدم های زندگی مون رو بر می داری  ...
20 دی 1390

سلام گلم

سلام گلم الان داشتم مصاحبه ی بالینی فلنگن بخش بررسی وضعیت روانی رو می خوندم جات خالی نباشه فردا یه امتحان وحشتناک دارم که علاوه بر کتاب ، جزوه و 5 ازمون mmpi، tat ،cat ، رورشاخ ، بندر گشتالت ، ساکس و لوی و... هم با جزوات وحشتناکشون هست و من واقعا نمی دونم کی می خوام این همه درس و بخونم اون هم این همه موارد حفظ کردنی مثلا تو mmpi دو مقیاس بالینی با ده ایتم و مقیاس روایی با سه ایتم هست که هر کدوم یه تفسیری برای نمره بالا / متوسط / پایین داره و .... اصلا چرا دارم واسه تو می نویسم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ برم بخونم برام دعا کن ناز پرم  ...
19 دی 1390

امروز

سلام مادری من حالت خوبه ؟ منم خوبم عصری رفتم ازمون اکسین و دادم و دیدم مثل اینکه واقعا سال دیگه فرصت بهتری نسبت به امساله برا درس خوندن ارشد .... بعد هم سری به مامان جون منصوره اینا زدیم و از وقتی امدیم خونه مشغول کارای عملیم بودم که پرونده ی کارای عملی این ترمم هم بسته شد خدا رو شکر ... راستش هنوز شام درست نکردم و با توجه به اینکه نهار هم مهمون بابایی بودیم دیگه روم نمیشه بگم شام نداریم البته در دوران امتحانا ازین مسائل زیاد پیش میاد و الان مامان شما باید بلند شه و مثل یه خانوم خوب و خونه دار شام درست کنه ....  باورم نیست که یک شنبه امتحانا شروع میشه ... خدا به فریاد برس  ...
16 دی 1390

تولدت مبارک ...

سلام نفس طلایی من حالت چه طوره ؟ خوبی ؟ منم خوبم الحمدلله امروز با اینکه جمعه است بابایی رفته سر کار و منم با زور پا شدم تا درس بخونم اخه دیشب خونه ی مامان جون فاطمه مهمونی بود و دختر عموم پاگشا شده بود و تا دیر وقت اونجا بودیم الحمدلله خوب بود و البته جای خاله فاطمه سبز  و اما امروز تولد یه فرشته ی کوچولو و ناز خداست که من و بابایی خیلی دوستش داریم ... یه فرشته ی گل و شیرین زبون به اسم حسین که پسر عمو محسن و خاله زینب جونه ....  حسین جونم من و عمو و نفس طلایی از همین جا تولدت و تبریک میگیم و امیدواریم که سالیان سال زیر سایه امام زمان و پدر و مادر گلت شاد باشی                  ...
16 دی 1390
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به نفس طلایی می باشد