مامانی شاگرد اول می شود ....
آش
سلام نفس طلایی من خوبی ؟ نماز و روزه ها قبول .. این دو روز بابایی مهمونی دعوت داشت و منم رفتم خونه ی مامانم اینا ... الانم بابایی جواب تلفنش و نمی داد و من و خیلی نگران کرد دیگه اینکه ماه مبارک کلا برنامه ی زندگی تغییر می کنه ... من که اصولا تا سحر بیدارم بعد از نماز تا نماز ظهر می خوابم ... طرح جالبیه مگه نه یکی از برکات این ماه مبارک خوردن آش در اکثر روزهاست و چون من و بابایی عاشق آشیم خیلی لذت می بریم ... خدا رو شکر ...
نویسنده :
مامانی
14:40
برای رهایی....
سلام عزیزم خوبی؟ منم خوبم اما بابایی مریضه و امروز نرفته سر کار و روزه هم نگرفته چون باید داروهاش و حتما سر موقع می خورد... از دیشب تا حالا اعصابم خط خطیه ... از غم مردمی که تو اورژانس بیمارستان پریشون بودن ... از دو تا دعوایی که سر هوس و عشقای کاذب تو این چند روز دیدم .... از نسل کشی و ظلم مسلمونا در میانمار .... از غم مردم مسلمون بحرین و عربستان و هندوستان و سوریه و عراق و افغانستان .... از این همه بی حجابی و بی بند و باری ... از این همه جوان های بیکار و بی ادب ... از این همه ..... خدایا صاحبمون و برسون .... برای رهایی همه ی مسلمونا خصوصا مردم مظلوم میانمار که به صورت وحشتناکی دارن کشته می شن ایت الکرسی بخونیم و صدقه بذ...
نویسنده :
مامانی
15:06
گاهی تلنگری ....
سلام عزیزم خوبی نازنینم؟ منم خوبم اما بابایی جونی سرما خورده و تازه از دکتر امدیم البته بعد از دکتر بابایی از مسعود برام بستنی خرید مرسی عشقم و اما بگم که دلم خیلی هواتو کرده و تا شهریور و جواب ارشد باید صبر کنم تا ببینم خدا چی برامون رقم زده چون من و بابایی معتقدیم باید یه کار رو درست انجام داد یا درس و درست خوند و یا از لذت داشتن نی نی نهایت استفاده رو برد.... خدای من هرچی صلاحه پیش بیار اما امشب تو برنامه ی ماه عسل دو تا مهمون اورده بودن که هر دو دچار ضایعه ی بد جسمانی بودن خصوصا یکیشون ... خیلی ناراحتشون شدم بحث جالبی بینشون بود اما چند تا نکته برام خیلی ارزشمند بود یکی اینکه چقدر قران و اهل بیت تو زندگیشون تاثیرات مثبت...
نویسنده :
مامانی
0:53
عطش...
بخت امسال چه با من یار است .... عطشت را عطشم غمخوار است.... به فدای لب عطشان حسین(ع) اولین ذکر پس از افطار است..... السلام علیک یا سید الشهداء (ع) ...
نویسنده :
مامانی
14:43






