فاطمه جانمانفاطمه جانمان، تا این لحظه: 10 سال و 6 ماه و 15 روز سن داره

نفس طلایی

چقدر سخته

چقدر سخته صبح بلند شی و با تاکسی و اتوبوس بری دانشگاه ... بعدم اونجا یه عالمه کار داشته باشی بعد دوباره با تاکسی و تو این گرما برسی خونه اونم کی ساعت 3.30 بعد خودت گرسنه ای حسابی و خسته حسابی ... و شوشو جان تا یه ربع دیگه برسه و خسته و گرسنه تر از تو ... و تو باشی و یه حس درونی که بلند شم ناهار بذارم .... و غمی که از دیشب امده تو دلم ... برات تو یه پست می نویسم ... فعلا برا مامان منصوره دعا کن ... 
12 تير 1392

اقای مهربان من

سلام بر اقای مهربونم، مولای عزیزم، سرورم، صاحبم، ولی امرم  و مولای خوبی های من ...  میلاد حضرت ولیعصر(عج) مبارک ..  انشالله که امسال سال ظهورشون باشه و ما جزء یاران و منتظران واقعی ایشون باشیم و در راهشون به شهادت برسیم ... انشالله که سرباز باشیم در رکابشون و نه خدایی نکرده سر بار ....  مولای من خودم، پدرم، مادرم، همسرم ، فرزندانم ، مالم و تمام هستی ام به فداتون ...  دوستتون دارم مولای مهربون من  در احیاء امشب از همه خیلی التماس دعا دارم ... خیلی خاص...  ...
2 تير 1392

رشته ی زیبای من

سلام مادری من خوبی گل گلکم؟ منم خوبم ... الان تو وب یکی از دوستان بودم و همین جوری ذوقم امد در مورد رشته ام چند خط برات بنوسم .... اول از همه خدا رو هزاران بار شکر می کنم که این رشته رو جلو پام گذاشت چون واقعا الان می فهمم که دارم عشق می کنم از خوندن تک تک درسام و اگه یه رشته دیگه بودم احتمالا طاقت نمی اوردم ... بعد از امدن جوابای کنکور نه البته از سال سوم دبیرستان عزمم و جزم کردم که حتما روان شناسی بالینی بخونم که خدا رو شکر با تلاشی که کردم و رتبه ای که اودرم تونستم به این هدف بس بزرگم برسم ... و بعد از کارشناسی بلافاصله امدم ارشد و الانم مثل برق و باد دو ترمش تموم شد و مونده یه ترم و پایان نامه ... اما از رشته ام بگم که چند تا قسمت بر...
1 تير 1392
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به نفس طلایی می باشد